آلبوم قدرتمند و زیبای آدرنالین با همکاری هایی از جمله حصین، پایا، رضا پیشرو، صادق و سینا شاهکار منتشر شد متن های ترکهای این آلبوم رو درجهان رپ مشاهده کنید...


پر - حصین و بیگرض

«بیگرض»

شب تا صـــــب

به فکر فردای خودتی که چی میشه آخر

داری میگردی دنبال یه چیزی که

واسه دلخوشی به تو بده یه باور

خسته ای ازاین زندگی لِهی

تو دوس داری به همه چی چرت بگی بری

ولی بمونه یه خواب واسه شبت

یه سایه بون حتی اگه سایه نده

تن میدی به این فکرای عمیق

میگی دوری از این چشمای پلید

واسه اینکه تو تکراری نشی

هر روز میزنی به ورق امضائی جدید

دورو ورت همه آدما کم رنگ

نمیشه از این حال تو بدتر

چون دیگه نمیکشی

میخوایی بری جایی که با همه غریبه شی

 

میرم میرم میرم تـــــــــــا  تا هرجا که جاده ها بره

میرم دیگه سیرم از آدمــــــــــا

 

«حصین»

ورق خوردو رفت روزا ورق خوردو رفت

عوض شدش سخت صدتا هدف بود تو سر زده

تبسم سرد

حسه تنفرو سم

قلبو روحو خوردو کرد تنفسو سخت

پر کرده پارو

چه مردس دلارو

یه بندم تو جادست چون گم کرده رارو

و چرخنده هاشو

کمر بسته پاشو

باید میجنبید رسیدو میبست فقط لاشو

هی

اگه برسه باید برسه

باید برسه تو صبه روز بعش

همش خاطره شه

رو لسه ها فردا

پاکته و سرحال

راه بره چفت هه

میرسه اَ راه

یه روز به هرحال

یه روز که میشنوه ته بازی داور داشت

عوض نشد نرفت شکی لای باور هاش

عقب نیوفتاده اونکه مونده پا حرفاش

 

میرم میرم میرم تـــــــــــا  تا هرجا که جاده ها بره

میرم دیگه سیرم از آدمــــــــــا

میرم میرم میرم تـــــــــــا  تا هرجا که جاده ها بره

میرم دیگه سیرم از آدمــــــــــا



کی بوده محمد رضا شایع

نه همونطور که تو میگی نی

چی میگی دربارم

تو مو دیدی

بیکاری دستمون سوژه میدی

منو ندیده میدونم این جنبو تورو کی نی؟

جدیدا دور کی ای؟

که دیر خونه میرو

تو کوچه شیری و بنگ میپزی با نوک کلید

با دست خیس نکن توی پریز

من هرکی دور ورش داره و دور میریزم

اَ ... کی بودی؟ کی گفته میتونه تو

تو نیا برو از همون دور رینگ خونه

من تفریم بازی با دم شیر بوده

کلی پُلُتیک تو مخ گندتون خودش میدونه

آه

ببین ما دوتاییم

ولی نصف یکی مونم باشه باز از شما بیشتریم

پیشنهاد من اینه که تو آتیش نرین

حالا بگو مثله مارو کجا میشنوی

بدو بیا جریمم کن

مقصر ماییم که اینا زدیم از پشت اره

گوه خوری که تعریف از خود نی  ولی

من همیشه ازم حریفم خورد

همینو سرو ته کن

  برو ما هرکی جلومون بورو زدیم اَ پشت(جا گذاشتیم)

گوه خوری که تعریف از خود نی ولی

من همیشه ازم حریفم خورد

بشون بگو منو به تو شبیه نکنن

بشون بگو همه آره ولی منو نه

این بحثا دور میکنه منو اَ خودم

تغییر دو نفرو میخوام جمعیتو نه

همه آره ولی منو نه

همه آره ولی منو نه

منو نـــــــــــــــــــــــه

 

این سریو پشتم سنگر بگیر

ولی از دفعه بعد خودت گردن بگیر

این که نی تو از جنگل بری

شیر که حمله کرد بگی شرمنده ای

ببین من زیاد اهل حرف نیستم

دهنم بسته بود یه نمه سردیت کرد

تو تهش بکنی روی تختت جنگ

تازه اگه بشه بپیچونه مدرسشو

بزنین بغل نداره کم مشکل رپ

حیف اَ خودکار لای انگشتت

میگی ک** نداده کم کشته

 کدوم بقالی میگه ماست من ترشه

یه چندتاتون زیر نظرن

صداشون میاد اَ جیب بقلم

بگو بیدارم

بگو چی دارن تو چنته

که یا با من که یا نه

هه شایع



حد و اندازه اوج و T Dey

«اوج»

نقاشی با بیت میکشم

قلم بنزینه کلمه با آتیش میکشم

یه آتیشی که خاموش نمیشه

حتی اگه بارون بیاد داغون نمیشه

مخم یه اسلحس که توش قانون نمیره

سرعتش تنده و آروم نمیشه

اینجا جنگله و ما هم گرگای شبیم

مغزتو میکنیم تو مردابه عمیق

تا که یکم عمیق تر شی عجیب تر شی مریض تر شی

اَ تو یکم قوی تر شی

به مخت فشار میدیم تا عصبی تر شی

فکرکنی نشستی رو صندلی برقی

 زودباش اعتراف کن

بگو که نیومدی نصف راهو

نه من ساعت بمب ذهنتم

تروریست رپم ببین انفجارو

بچه فراری بهتره شلوارتو دراری

چونکه چا**ل جعمی توانشو نداری

واسه اینکه باشی سرباز جنگیو

تجاوز کنی به مغزا ردی

من تفریحم بازی با متنه

افکار حاجیت ناجی و تکه

خبر کشتنت اَ اینجا پخش میشه

چونکه اینجا رادیو مرگه(تیکه به رایو جوان به خاطر مشکلاتی که پیشرو با رادیو جوان داره)

«T Dey»

هنو دور نزدیم باهات که سرت گیج رفت

همه اولشو میان تهش نیستن

ازاین ورقا ام حال نمیکنم ببینم انگار کالن هنونرسیدن

دور ورم

گله فقط

حال میده میزنم وقتی با جیب پر قدم

مهم نی چی میگذره پشت سرم

اینا همه دنبال فرصتن

تو میری ولی برعکس

اشتباه یا از قصد

یااصلا نمیدونی چیو داری میدی از دست

با چی میشی سرگرم

وقت تنهاییات دوباره تو خلوت تو کمتر تو خندس

جالبه زندگی نه

همو ناقص همه چیو کاملانم

جور درنمیاد و بازم لنگ شرایط

پَـ جور میکنیم تا بشه ...



سرگذشت- رضا پیشرو و مجید ادیب

تقریبا 15 ساله تو این کارم اول واسه دل خودم واسه عشقم یه چیزی بگم واسه دل خودت کار کن بقیه حرفاشون زیاد مهم نیست.

کاری جز نوشتن ازم برنمی آد

یه مرد بی خوابم که مخش تعطیله

 و شنبه میخواد لبه سیگار  یه گوشه رو تخته بی حال

تو اوج سلامتی جسمانی داره نقش بیمار

آه حتی تو بارونم اشکای من معلومه

بدنم گرمه اما سرمای من از تویه

تو این روزا با بغض فریاد من مسدوده

کارم شده از بیرون تنها برم مست خونه

بیشتر از سن خودم فهمیدمو پیر شده

اونا که منو نفهمیدن جلوم دیو شدن

یا برعکس گفتن تو شیطانی

خواستن منو بسوزونن

روحمو تو زندانی بپوسونن

دست به دعا شدم تو اون تاریکی شب

اولش داشتم میشدم تو نا امیدی غرق

خواستم خودمو بکشمو یه صدا میگفت

پس راهت ادامه داره تا امیدی هست

 

«مجید ادیب»

من تو عمق دردا بودم

جنگیدم با مشکلاتم

همیشه تو اوج نا امیدی

یه صدایی میگفت من باهاتم

شبا سیاهی زود میمیره

وقتی بیرون میاد خورشید

ولی الان اون روزا مرده

که هیچکی از من حالی نمیپرسید

راهی نبود واسه فرار از درد

میدیم همه درا بستس

هی به زندگی شد علاقم کم

ولی الان خوب حواسم هست

دیگه گذری نمونده مشکلارو

از دست ندادم من پشت کارو

کسی ام که اَ رفیقام خورده نارو

خیلی ها خالی کردن پشت مارو

«پیشرو»

من تو این لحظات دارم یه چیزایی رو میفهمم

فرق بین خواب و بیداریمو میسنجم

فهمیدم رنجو تنهاییام امتحان منه

بعد از این همه گوشه گیری یه حسه تازه تره

وقت سحرناامیدی رو تو شب تیره چال کن

تا ببینی با انتظار یه در دیگه باز شد

بگو باز شکر خدای من

اگه ماه ناقصه نگاه کن یه شب دیگه ماه رو

یه روزایی از همه فاصله گرفتم

خدا نزدیک تر شدو تا بشه نوشتم

تا میشد درس گرفتم از این حادثه

فهمیدم جهنمو رد کنم داخل بهشتم

تنهای با پاکت سیگارو یه ساعت دیواری

هرکی منو میدی میگفتم عجب آدم بیماری

دل بیقرار من تو طاقت زیادی داری

تو این شرایط داری با همه میسازی

باید چیزایی رو که میخوام دنبالش بگردم

پس تا جایی که میشد مطالعه کردم

ادامه دادم با مراقبه کردنا

یه صدایی میگفت مراقبت هستم

«مجید ادیب»

من تو عمق دردا بودم

جنگیدم با مشکلاتم

همیشه تو اوج نا امیدی

یه صدایی میگفت من باهاتم

شبا سیاهی زود میمیره

وقتی بیرون میاد خورشید

ولی الان اون روزا مرده

که هیچکی از من حالی نمیپرسید

راهی نبود واسه فرار از درد

میدیم همه درا بستس

هی به زندگی شد علاقم کم

ولی الان خوب حواسم هست

دیگه گذری نمونده مشکلارو

از دست ندادم من پشت کارو

کسی ام که اَ رفیقام خورده نارو

خیلی ها خالی کردن پشت مارو



بی اندازگی- صادق

ناخدا ملاقات در مه

اعتراض موندن

ناخداگاه از دل

خیلی هان که جا موندن

پرنده پشت ابرو ولبر پشت پنجره

نفس تو سینخ حبس و دست توی دست گره

شروع یک پایان از ابتدای آغاز

شروع یک قدرت از پرواز تا پرواز

بذار بگن همیشه این عاقل دیوونست

عشق تو که عشق نبود همیشه ویرونس

منی که آرومم منی که آزادم

منی که اهل رفتنم جهان برام خونس

تمام جاذبه همین یه لحظه بودنه

تو قصه ای و قصت از کتاب خوندنه

تو روحمم بگیر ولی جسمم برا تو

تو عصر پاییزی یکم صفا کنم با تو

من ندارم رو تو شک

ترس ندارم رو تشک

یکم لرز تب پارساله

اما قوی تر میشیم روزو شب

هر سردی گرمه اول

لحظه مهمه تو قعر قلبم

متنفر از حرف برگرد

نمیفهمیم منو تو تازه لش نه

منو چراغو شهر رفتیم تو هم

فقط چراهاست گم شن تو حرف

خیره ام به ضربدرا

خیره ام به رفتنا

خیره ام به موندنا

خیره ام به دفترام

میگی دست مثه حسه قصه های نصفه کارم

دنیای گم شده تو استفادت استفادم

کلاسی که تو اتاقو بوم بوم ماشینا

فرق ما میشه فکر تو رادیکال

کشیدی قطعا غربتو به سیگار

متنرفم اَ نفرت پا اینا

اما من یه سده محکمم

سفت و سنگی به سخره مشت زدم

خیس شدم درد کشیدم

بس که به لطیفی دریا مشت زدم